ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )

4

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )

هيچيك از ايشان به چيزى جز آتش حكم نمى شود ، زيرا بر ستم خويش اصرار ورزيدند و بر همان حال مردند ، و اين حكم در مورد همگان چه پيروان و چه سالارهاى آن قوم است . اما خوارج بر طبق خبرى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده و مورد اجماع است از دين بيرون رفته‌اند و اصحاب ما در اين مسأله كه آنان از دوزخيانند هيچ اختلافى ندارند . خلاصهء مطلب آنكه اصحاب ما براى هر فاسق و تبهكارى ، كه در فسق خود بميرد ، حكم بر آتش و دوزخى بودن او مى كنند و ترديد نيست كه آن كس كه بر امام حق ستم و خروج مىكند ، چه شبهه‌يى در آن مورد داشته يا نداشته باشد ، فاسق است ، و اين موضوع را آنان تنها در مورد كسانى كه بر على ( ع ) خروج كرده‌اند نمى دانند ، بلكه هر گروهى از مسلمانان كه بر امام عادل ديگرى غير از على ( ع ) هم خروج كرده باشند در حكم همانها هستند كه بر على ( ع ) خروج كرده‌اند . گروهى از اصحاب ما ، از آن گروه از اصحاب پيامبر ( ص ) ، كه مرتكب خلاف شده و ثواب و اجر خود را ضايع كرده‌اند ، مانند مغيرة بن شعبه ، تبرى جسته‌اند . هر گاه پيش شيخ ما ابو القاسم بلخى سخن از عبد الله بن زبير به ميان مى آمد ، مى گفت خيرى در او نيست و يك بار گفته است : مرا نماز و روزهء او به او شيفته نمى كند و آن نماز و روزه براى او با توجه به اين گفتار پيامبر ( ص ) به على ( ع ) كه « ترا جز منافق دشمن نمى دارد » سودمند نخواهد بود . و چون از ابو عبد الله بصرى دربارهء ابن زبير پرسيدند ، گفت : در نظر من خبر صحيحى نيست كه او از كار خود در جنگ جمل توبه كرده باشد ، بلكه از آنچه در آن بود بيشتر و فزونتر انجام داده است . اينها گفتارها و عقايد ايشان است و استدلال در اين باره در كتابهايى كه در آن موضوع نوشته شده آمده است .